دانلود محصول بلافاصله پس از پرداخت و دسترسی مادام العمر به این محصول در سایت
رمان نوشیکا اثر نسا حسنوند
– امروز بار جدید سفارش دادم، حولوحوش ساعت ۱۱ میرسه در مغازه. یاسر حواست جمع باشه بار ابریشمه، کم و کاستی پیش نیاد… آره خودمم هستم، تا نیم ساعت دیگه برمیگردم، فقط اگه زودتر از من اومدن تو حواست باشه.
پیچید تا پلههای حجرهی حاج صابر رو بالا برود که با دیدن موتوری که با سرعت به سمتش میآمد و شیشهای که در دستش بود، حرف در دهانش ماسید.
نمیدانست ماجرا چیست، فقط متوجه شد آن دختر چادری با مشمای پر آبی که دو ماهی قرمز داخلش بود و چند قدمی با او فاصله داشت، هدفشان است.
آوای رمان | آوای رمان برترین مرجع دانلود محبوب ترین و پرطرفدار ترین کتاب و رمان های ایرانی و جهانی

نقد و بررسی وجود ندارد.