دانلود محصول بلافاصله پس از پرداخت و دسترسی مادام العمر به این محصول در سایت
رمان آسمانی به سرم نیست
دقیقه های طولانی می گذشت؛ از زمانی که زنگ را زده بودم. از تو خبری نبود. و من کم کم داشتم فکر می کردم که منصرف شده ای و با این جا خالی دادن، داری پیشنهاد عجیب و غریبت را پس می گیری.
کم کم داشتم به برگشتن فکر می کردم. تصمیم گرفتم بار دیگر زنگ را بزنم و اگر باز هم بی پاسخ ماندم، برگردم؛ که تو در را باز کردی…
در را باز کردی؛ و اولین چیزی که به چشمم آمد، غوغای میان چشم هایت بود. امان از چشم هایت؛ به گمانم زهرناک ترین عسل های روی زمین بودند آن دو گوی وحشی و پر راز…
آوای رمان | آوای رمان برترین مرجع دانلود محبوب ترین و پرطرفدار ترین کتاب و رمان های ایرانی و جهانی

نقد و بررسی وجود ندارد.